مارتا گلزار مترجم اسپانیولی
نسخه قابل چاپ: چاپ
خلاصه:
«مارتا گلزار» نگارنده کتاب «ترجمه شرح تازه و جامعی بر نهجالبلاغه به زبان اسپانیولی» که سی سال است در ایران و در شهر قم زندگی میکند، در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با بیان این که کتاب سال حوزه، نقش بزرگی در ارتقای کیفی در تألیفات دینی دارد، اظهار داشت: بیش از پنج سال است با ارایه آثار مختلفی در حوزه ترجمه در این همایش شرکت میکنم و تاکنون 24 کتاب ترجمه کردهام که به چاپ رسیدهاند و آثاری نیز در دست تألیف و زیر چاپ دارم. وی با بیان این که هر سال آثار گوناگون و نویسندگان بیشتری در این همایش حضور مییابند، بیان داشت: یکی از نتایج برگزاری این همایش، شناسایی نقاط قوت و ضعف تألیفات دینی و برنامهریزی برای پوشش این عرصههاست. گلزار درباره تشخیص نیازهای تألیفی و ترجمههایش گفت: از آنجایی که اغلب کسانی که مسلمان میشوند از مسیحیانند، این آثار نیز برای انتشار در کشورهای لاتین یعنی اغلب کشورهای آمریکای جنوبی، آمریکای مرکزی و مکزیک، اسپانیا و بخش زیادی از ایالات متحده، که به زبان اسپانیولی صحبت میکنند، انتخاب و ترجمه میشوند. ترجمههایی برای تقریب مذاهب و خداپرستی وی نزدیکی میان ادیان را یکی از اهداف ترجمههای خود بیان کرد و گفت: وقتی مسلمان شدم، حضرت عیسی(ع) و حضرت مریم(س) را بهتر شناختم؛ به دلیل این که نگاه دیگری پیدا کردم. بسیاری از افرادی که در مسیحیت شروع به جستوجو در دیگر ادیان و بررسی آموزههای دینی میکنند، نمیتوانند تثلیث را بپذیرند، یعنی فطرتاً نمیتوانند رابطه پدر، پسر و روحالقدوس را بپذیرند. این موضوع آنها را به حرکت وامیدارد. برگزیده کتاب سال حوزه ادامه داد: ما در دعاها میگوییم «مریم، مادر خدا» اما کدام خدا؟ این آموزهای است که نمیتوانیم آن را بپذیریم، چون فطری نیست. حتی وقتی من در این زمینه تحقیق کردم و پرسیدم، جواب قانعکنندهای به من ندادند. خدا را در اسلام به یگانگی یافتم وی اظهار داشت: من از 18 سالگی شروع به تحقیق در آموزهها و ادیان مختلف کردم و وقتی به اسلام رسیدم، احساس کردم آنچه را دنبالش بودم، پیدا کردم؛ یعنی یگانگی خدا را در دین اسلام یافتم. بانوی مسلمان شده مکزیکی در پاسخ به این سوال که «پژوهشهای شما در ادیان دیگر چگونه بود و آیا در این مسیر دچار تردید نشدید؟» متذکر شد: در 18 سالگی برای نخستینبار با «کریشنا» آشنا شدم (کریشنا از اسطورههای هند، یکی از اوتارهها یا ظهورات خداوند "ویشنو" بر روی زمین است) و مثل آنها دعا کردم، ولی باز هم گمشده خود را نیافتم .این جریان تا 22 سالگیام ادامه داشت. کلیسا نیز دستخوش تغییرات دوران شد وی در پاسخ به این پرسش که آیا خانوادهاش در مسیر جستوجاهای اعتقادی او مشکلات یا محدودیتهایی ایجاد میکردند، یا خیر؟ اظهار داشت: آن زمان در یک بحران بودم. حدود چهل سال پیش، بحرانی ایجاد شد که دیگر کسی به کلیسا نمیرفت. مسوولان کلیسا به جای ارگ به استفاده از دیگر آلات موسیقی جدید و گروههایی روی آوردند تا افراد را به این فضا بکشاندند و جوانان را دوباره جذب این فضا کنند، یعنی از ابزار جدید برای جذب مخاطبان و معتقدان استفاده کردند. گلزار گفت: حتی زمانی که کوچک بودم و همراه خانواده به کلیسا میرفتیم، به یاد دارم روسری سر میکردیم و لباس پوشیده و آستین بلند برای ادای احترام به ساحت کلیسا میپوشیدیم، اما پس از آن گفتند روسریهایتان را بردارید و عیبی ندارد که حتی لباسهای باز و کوتاه بپوشید. در حالی که پیش از آن، تمام این موارد رعایت میشد و اینها را تنها برای جذب جوانان گفتند. مترجم کتابهای دینی با بیان این که «انسان فطرتاً به سوی خدا گرایش دارد» ادامه داد: تمامی کسانی که در مسیر این جستجوها قرار دارند، تجربههای متفاوتی را درک میکنند و در نهایت به سوی خدا باز میگردند. نگارنده کتاب «ترجمه شرح تازه و جامعی بر نهجالبلاغه به زبان اسپانیولی» گفت: در مسیر یافتن پاسخ این سوالات، برای ادامه تحصیل به آلمان رفتم و در آنجا با «رحمتالله گلزار» آشنا شدم که آن زمان دانشجو بود و سپس با گروه مسلمانان آنجا آشنا شدم. احترامی که آنها در میان خود داشتند، برای من جالب بود. از طریق آنها با دین اسلام و شیعه آشنا شدم و به این دین گرویدم. زندگی در ایران را لطف خدا میدانم وی درباره دلیل انتخاب کشور ایران برای زندگی و انجام فعالیتهایش گفت: این را لطف خدا میدانم که باعث شد با یک مسلمان شیعه قمی آشنا شوم و با وجود بسیاری از مخالفتهای کشورم و خانوادهام، با هم ازدواج کنیم و من در نهایت گمشده خود ـ خدا ـ را پیدا کنم. گلزار با اشاره به تبلیغات وهابیون و برخی از غیر شیعیان در ایالات متحده، گفت: وسعت تبلیغات آنها خیلی بیشتر از تبلیغات شیعیان است، چرا که تعداد آنها بیشتر است و سرمایهگذاریهای گستردهتری نیز انجام میدهند. وی در پاسخ به این سوال که «تغییر اعتقادی شما در زندگی فردیتان چه تأثیری داشت؟» تصریح کرد: این تغییرات را خود متوجه میشوم. همچنین وقتی به کشورم برمیگردم، افرادی که مرا میشناسند، میگویند تو آرامشی به ما میدهی که قبلا این گونه نبود و این آرامش را در تو ندیده بودیم. وقتی اسلام را میشناسیم و آن را قبول میکنیم، یعنی با یافتن خدا، گمشده خودمان و نوعی آرامش قلبی پیدا میکنیم که حتی با حرف نزدن هم میتوانیم این آرامش را به دیگران انتقال دهیم. از دیگر آثار ترجمهای «مارتا گلزار» میتوان به جلد یک «تفسیر نمونه»، «دوستی در قرآن و احادیث» و کتاب «جوانان صدر اسلام» اشاره کرد |
جستجو
از ساير پايگاه ها
مرکز فرهنگی اردوهای دانشجویی
شبکه خبر دانشجو
فرهنگستان علوم اسلامی
رحماء
کتابخانه ملی
خانه کتاب اشا
کانون اندیشه جوان
دفتر نشر معارف
خانه کتاب
خبرگزاري كتاب ايران
انتشارات حکمت
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مجله راه
استاد اصغر طاهرزاده
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
سوره مهر
موسسه آرمان
کتاب آسمان
کتاب آفتاب
کتاب نیوز
|