|
مطالب مرتبط: در رابطه با اين کتاب بخوانيدانتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامینورالله حسین خانی دسته بندي موضوعيمحصولات -> بعثت ، غدير ، عاشورا ، مهدويت -> (عاشورا)ضميمه هاجلوه دیدار؛ نگاهی دیگر به حماسه کربلا
آدرس مستقيم مطلب: به مطلب لينک دهيد نسخه قابل چاپ: چاپ
معرفي:
این کتاب حکایت حماسه کربلاست که به زبان فردی واله و سرگردان به نام عبدالله برای جابر بن عبدالله انصاری و غلام وی نقل می گردد. نویسنده کوشیده است که داستان واقعه کربلا را از منطقه صفاح تا کربلا و پس از آن تا اسیری اهل بیت – علیهم السلام – و مجلس یزید، از زبان شخصیت خیالی عبدالله به صورت داستانی و بسیار ساده بیان نماید. از حر خواسته شده بود که از ادامه حرکت قافله امام جلوگیری کند و حر امام را از محتوای فرمان مطلع کرد. جابر با اشتیاق بسیار پرسید: مفاد این فرمان چه بود؟ عبدالله غمگین پاسخ داد: در آن به حر دستور داده شده بود که : « هر کجا این مکتوب به دست تو رسید، حسین را متوقف کن و سخت گیری کامل کن و بکوش تا قرارگاه او از آب و گیاه دور باشد تا نیروی کمکی و تازه برسد.» جابر به سختی آب دهانش را فرو برد و پرسید: بعد از ابلاغ نامه، حر چه کرد؟ عبدالله دستهایش را در هم فرو برد و گفت: حر به امام پیغام داد که دیگر نمی تواند اجاره دهد قافله به هیچ نقطه ای حرکت کند. حر همچنین از جاسوسان و دیده بانانی که از طرف ابن زیاد بر او گماشته بودند خبر داد: « نمی تواند تخلفی از این امر کند.» عبدالله اندوهگین سری تکان داد و ادامه داد: امام به ناچار تن به توقف داد.
|
جستجو
از ساير پايگاه ها
مرکز فرهنگی اردوهای دانشجویی
شبکه خبر دانشجو
فرهنگستان علوم اسلامی
رحماء
کتابخانه ملی
خانه کتاب اشا
کانون اندیشه جوان
دفتر نشر معارف
خانه کتاب
خبرگزاري كتاب ايران
انتشارات حکمت
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مجله راه
استاد اصغر طاهرزاده
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
سوره مهر
موسسه آرمان
کتاب آسمان
کتاب آفتاب
کتاب نیوز
|