|
مطالب مرتبط: در رابطه با اين مطلب بخوانيدگفتمان مدرنیته؛ نگاهی به برخی جریانهای فکری معاصر ایرانفرهنگ مدرنیته و توهم دین،مدرنیته و اصلاحات فلسفه های پست مدرن غربی و گریز و گذر از مدرنیته گفتگو با دکتر نصری به انگیزه کتاب «گفتمان مدرنیته» دسته بندياخبار کتاب -> (گفتگو)ضميمه هااسطوره یونانی و مدرنیته غربی
نسخه قابل چاپ: چاپ
خلاصه:
مریم صانع پور که به تازگی تألیف کتاب «اسطوره یونانی و مدرنیته» غربی را به پایان رسانده است، ریشهایترین بخش فرهنگ هر ملت را برخاسته از اسطورههای آن سرزمین دانست و گفت: با شناخت دقیق اسطورههای ملی و داشتن وسعت فکری میتوانیم به باورهایمان تعمیق بخشیم و بهترین دفاعها را از آن داشته باشیم. نویسنده حوزه اندیشه در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با بیان این موضوع اظهار داشت: در نخستین نگاه به عنوان این اثر، به نظر میآید اسطوره یونانی و مدرنیته دو مقوله متضاد یا متناقض باشند، اما بنیان مدرنیه غرب عقلانی و اسطورههای مقولههایی تخیلیاند. این اثر همچنان که میکوشد در راستای مبناییترین اصول مدرنیته غرب پیشرود، به دوره ماقبل تاریخ غرب و اسطورههای یونانی باز میگردد که میتوانند ریشهایترین بخش فرهنگ هر ملتی باشند. وی با اشاره به این که زیرساختهای مدرنیته غربی در دوره رنسانس طرحریزی شدند، گفت: پرچمداران نهضت اومانیستی دوره رنسانس مدعی بازگشت به دوران طلایی یونان باستان بودند که نمونه این دوران طلایی در اسطورهها به چشم میخورد. اسطورهها و تجدید حیاتی که در غرب بر انسان حاصل شد، به نحوی بر اساس ادعای این پرچمداران در بازگشت به دوران عصر طلایی یونان باستان بود. صانعپور پس از تشریح بنیان اولیه تألیف این اثر توضیح داد: این نوشتار بسیاری از زیرساختهای دوره مدرنیته را در مباحث مربوط به جامعهشناسی، روانشناسی، مردمشناسی، سیاست، خداشناسی، تمدن، انسانگرایی، معرفتشناسی، علم جدید، اخلاق، هنر و مردمسالاری که از عناصر مدرنیته غربی در اسطورههای یونانی بودند را پیگیری میکند. نویسنده حوزه اندیشه، هدف از انتخاب این موضوع برای تألیف کتاب را بررسی ارتباط مدرنیته غربی با اسطورههای یونانی عنوان کرد و افزود: پس از این ردگیری و دستیابی به یافتههای گوناگون، ارتباطی ایجابی در میان این دو مقوله پیدا کردم. وی در پاسخ به این سوال که «این یافتهها در چه زمینهای از نیازهای کشورما تأثیرگذار است» گفت: مطالعه نتایج این پژوهش که اکنون در قالب کتاب درآمده، برای شناخت بهتر غرب لازم است. در این کتاب مبناییترین زیرساختهای غرب را میشناسیم. برای درس گرفتن و هویتیابی این اثر، پایهای قوی در ساختار ذهنی مخاطبان ایجاد میکند. مولف کتاب «خدا و دین در رویکرد اومانیستی» افزود: ما جامعهای ایرانی ـ اسلامی و ریشههایی در گذشتهها و اسطورههای باستانی داریم. زمانی که آنها را به شکل ریشهای مطالعه و مقایسه کنیم، پاسخ بسیاری از سوالات ذهنی و شبهاتی که اکنون در اذهان ایجاد شدهاند را خواهیم یافت. وی گفت: با مطالعه این کتاب به وجود تشابه و تمایز با غرب پیمیبریم و دربرنامهریزیهای آتی با توجه به زیرساختهای فرهنگیمان تدابیر بهتری میاندیشیم. باید یادآور شویم ما فرهنگی با پیشینههای خاص خودمان داریم و نمیتوانیم هر روبنایی را بدون توجه به زیربناهایمان به عاریت بگیریم، چرا که این موضوع تناسبی با فرهنگ ما ندارد. نویسنده کتاب «فلسفه اخلاق دین» بیان داشت: فرهنگ جامعه عاریتی هیچ ارتباطی با هویت اصلی ما ندارد. ما با پیوستن به آن فرهنگ نه تنها شخصیت پیدا نمیکنیم، بلکه شخصیت خودمان را از دست میدهیم. این کتاب درسهایی را بازگو میکند تا بازگشتی به به اسطورههای خودمان داشته باشیم. مخاطبان این اثر تخصصی را جوانان و استدلالگرایانی تشکیل میدهند که مطالب را نقادانه میپذیرند و از قدرت استنتاج و تشخیص بالایی برخوردارند. وی ادامه داد: اگر مشکلاتی درباره جوانان و فرهنگهای عاریتی داریم، به دلیل آن است که جوانان را باور نکردیهایم و ارتباط صادقانهای با آنان نداریم. ما مقصریم که شناخت درستی ندادهایم. باید همه امور را نقادانه بررسی کنیم و حقایق را برای جوانان روشن سازیم. در این صورت جوانان با پاکی دلشان بهترینها را انتخاب میکنند. صانعپور متذکر شد: به عنوان یک نویسنده خودم را نیز مقصر میدانم چون احساس میکنم حقایق را آن طور که باید غیر جانبدارانه و منصفانه در معرض تفکر جوانان قرار ندادهایم. همیشه حرف صحیح را باید زد و این تیر هرگز به خطا نخواهد رفت. هر محققی اثرش یک تأثیر مقطعی دارد. فرهنگ ما غیر از متون غنی اسلامیمان ممکن است اشکالاتی داشته باشد، چون هر دانشمندی انسان زمان خود است و هرچه در زمان میگذرد، بر او تأثیر دارد که ممکن است در مواقعی نیاز به تصحیح و بازگشت داشته باشد. متفکر حوزه اندیشه، تنوع افکار در این دوره زمانی را یکی از مسایل نوپدید دانست و گفت: فرقههای گوناگون هندی، بودایی، عرفانهای خودساخته که برخی قابل جمع با ادیان الهیاند، از مشکلات فکری این دورهاند؛ بهگونهای که دیگر نمیتوانیم بگوییم تنها مشکل مارکس و دیدگاههای او را داریم. اکنون میلیونها اندیشه از غرب و شرق یا از ادیان گوناگون وارد کشور میشوند و دوره خیلی سختی برای متفکرانی است که میخواهند پاسخ سوالاتی را که در اذهان شکل میگیرند، با استناد به روشهای عقلی بیان کنند. در این زمینه باید بهترین محتواها را با استفاده از بهترین روشها درهم آمیخت. نویسنده کتاب «نقدی بر مبانی معرفتشناسی اومانیستی» در نتیجهگیری مباحث با توجه به مضامین و هدف اصلی کتاب «اسطوره یونانی و مدرنیته» یادآور شد: تمامی اندیشهها در کل جهان بشریت باید حالت پلهبودن خود را حفظ کنند. نباید به صورت کلی اندیشههای غربی را تأیید یا رد کنیم، بلکه باید به ساختار مبنایی آنها توجه داشته باشیم. این اثر میکوشد تفکر غربی را نقادانه بررسی کند، یعنی وجوه مثبت آن را نیز استخراج کند و به عنوان نردبانی برای ترقی راههایی که متفکران بیغرض پیش رفتهاند، ذخیرهای علمی جامعه سازد. کتاب «اسطوره یونانی و مدرنیته» قرار از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تا چند ماه آینده منتشر شود.
|
جستجو
از ساير پايگاه ها
مرکز فرهنگی اردوهای دانشجویی
شبکه خبر دانشجو
فرهنگستان علوم اسلامی
رحماء
کتابخانه ملی
خانه کتاب اشا
کانون اندیشه جوان
دفتر نشر معارف
خانه کتاب
خبرگزاري كتاب ايران
انتشارات حکمت
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مجله راه
استاد اصغر طاهرزاده
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
سوره مهر
موسسه آرمان
کتاب آسمان
کتاب آفتاب
کتاب نیوز
|