|
مطالب مرتبط: در رابطه با اين کتاب بخوانيددفتر نشر فرهنگ اسلامیمجموعه بینش و نیایش: یک مقاله و متن یک سخنرانی و گزیدهای از راز و نیازهای سردار پرافتخار اسلام شهید دکتر مصطفی چمران خدا بود و دیگر هیچ نبود مصطفی چمران عارفانه های شهید چمران دسته بندي موضوعيمحصولات -> انبيا و اولياء الهي -> (سيره)ضميمه هاعلی زیباترین سروده هستی
آدرس مستقيم مطلب: به مطلب لينک دهيد نسخه قابل چاپ: چاپ
معرفي:
شهید "مصطفی چمران" یک شخصیت برجسته و بی نظیر در همه ابعاد بود. این شخصیت برجسته از نظر علمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و عرفان و تقوی توانست به مقامات عالی دست یابد و بعنوان یک مجاهد عارف مطرح شود. بخشی از دست نگاشته ای از شهید چمران در مورد حضرت علی (ع) در این کتاب جمع آوری شده است که بسیار خواندنی و نشانگر روح عارفانه و لطیف شهید چمران است. خدا بود و دیگر هیچ نبود، بینش و نیایش، عارفانه ها، انسان وخدا، امام علی تجلی عدل خدا، کردستان، لبنان و علی، زیباترین سروده هستی، مهم ترین آثار و نوشته های شهید مصطفی چمران است. علی در روزگار خود بی نظیر بود،یکتا بود، فقط گروهی که حتی از انگشتان دست تجاوز نمی کردند بودند که علی را درک می کردند، علی رامی فهمیدند، علی را واقعاً دوست می داشتند و پیروی می کردند*؛ اما عده ی آنها بسیار بسیار قلیل بود. علی تنها بود ونمونه ی تنهایی او همان بود که در میان نخلستان های کنار فرات سر خود را به داخل چا ه فرو می برد و از اعماق قلب خود ضجه می کرد، فریاد برمی آورد. این نشانی از تنهایی او بود که در دنیا کسی او را درک نمی کرد، عدالت ا و را نمی فهمید و حتی نمی توانست با حق و حقیقتی که علی نمونه ی آن است زندگی کند. شما می دانید که طلحه و زبیر پرچمداران صدراسلام بودند. طلحه و زبیر کسانی بودند که پس از کشته شدن عثمان، علی را به زور بر منبر بردند و او را مجبور کردند که خلافت رابپذیرد؛ اما درست چند ساعت پس از قبولی خلا فت ازطرف علی(ع) هنگامی که طلحه و زبیر و عده ای دیگر دور او حلقه می زنند، تا مشورت کنند. علی(ع) یکباره شمعی را که در وسط این مجلس روشن بود خاموش می کند، طلحه و زبیر میگویند: ای علی چرا شمع را خاموش کردی؟ علی میگوید: تا جاییکه برای مصحلت مسلمین سخن می گفتم حق داشتیم که از شمع بیت المال استفاده کنیم؛ اما آنجا که مسئله ای شخصی و فردی مطرح می شود، به هیچ وجه اجازه نمی دهم که حتی یک لحظه از شمع بیت المال برای مصالح شخصی صرف گردد. این بزرگترین ضربتی بود که بر طلحه و زبیز وارد می شود. این پرچمداران اسلام می فهمند که با عدل علی نمی توانند زندگی کنند. علی بالاتر از آن است که بتوانند با او زندگی کنند و به همین علت علی را ترک می کنند. می روند و عایشه را عَلَم می کنند و جنگ جَملَ را به را ه می اندازند و آن خونریز ی های بزرگ که نتیجه ی خودخواهی ها و خودپرستی های یک چنین کسانی بود.
|
جستجو
از ساير پايگاه ها
مرکز فرهنگی اردوهای دانشجویی
شبکه خبر دانشجو
فرهنگستان علوم اسلامی
رحماء
کتابخانه ملی
خانه کتاب اشا
کانون اندیشه جوان
دفتر نشر معارف
خانه کتاب
خبرگزاري كتاب ايران
انتشارات حکمت
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مجله راه
استاد اصغر طاهرزاده
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
سوره مهر
موسسه آرمان
کتاب آسمان
کتاب آفتاب
کتاب نیوز
|